السيد محمد حسين الطهراني

74

امام شناسى (فارسى)

عَذيِرى وَ اللهِ فِيكَ حَامِياً ، وَ مِنكَ دَاعِياً ، وَيلَاىَ فِى كُلِّ شَارِقٍ ، مَاتَ العَمَدُ وَ وَهَنَ العَضُدُ شَكوَاىَ الى رَبِّى وَ عُدوَاىَ الَى أبِى . اللَّهمَّ أنتَ أشَدُّ قُوَّةً و أحَدُّ بَأساً وَ تَنكِيلًا اى پسر ابوطالب ! مانند بچّه در شكم مادر ، دست و پاى خود را در خود جمع كرده‌اى ! و مانند شخص متّهم در گوشه غرفه نشسته‌اى ! شاه بال خودت را كه همچون بالهاى قوّى باز شكارى بود شكستى ! در نتيجه پرهاى نرمى كه براى تو ماند ، به‌تو وفا نكرد و كارگر نشد ، و همچون مرغ بى بال و پرى كه مورد هجوم پرندگان قوى واقع شود گرفتار شدى ! اينكه اين پسر ابىقحافه ، عطيّهء پدر مرا از من به‌قهر و غلبه ربوده ، و معاش مختصر فرزند مرا گرفته است . سوگند به‌خدا كه در ستم با من به‌نهايت رسيده ، و در دشمنى با من پافشارى كرده ، تا بسرحدّيكه اولاد قيلة كه انصار اوس و خزرجند ، از يارى من دريغ نمودند ، و مهاجرين از اهتمام و رسيدگى به‌كار من خوددارى كردند ، و جماعت مسلمانان به بى اعتنائى از من ، از اين جنايات چشم پوشيدند ؛ نه كسى است كه او را ممانعت كند ، و نه كسىكه او را از ستم با من باز دارد . سوگند به‌خدا كه من با نهايت فرو بردن خشم خود به مسجد رهسپار شدم ولى پژمرده و افسرده بازگشتم . چهره خود را به‌ذلّت و خوارى سپردى ، آن‌روز كه خود را از مقام و مرتبهء خود ساقط كردى ! گرگان درنده را شكار مىنمودى ، و اينك مگس‌ها تو را شكار خود نمودند هيچ گوينده‌اى را از كلام نارواى خود بازنداشتى ! و هيچ باطلى را دور ننمودى ! و اختيارى براى من نيست ؛ و اىكاش قبل از آنكه پردهء ذلّت مرا فرا گيرد ، در كام مرگ فرو رفته بودم و پيش از اين پستى و حقارت مرده بودم . سوگند به‌خدا كه بازخواست كنندهء من ، در كار تو خداست كه مرا حمايت مىكند و از تو پرسش مىنمايد ، اى واى بر من ، از اين حوادث ناگوار كه وارد شده است .